دست نوشته ها

اجتماع امروز و مدیریت نوین

سخنان جالب و شنیدنی
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱ خرداد ۱۳٩٢  

اگـر امـشب هم از حوالی دلم گذشتـی،

آهسته رد شو ..... غم را با هزار بدبختی خوابانده ام...

 

هر پس مونده‌ای که‌ من زمین میندازم قامت یه‌ نفرو خم میکنه ...


آدما گاهی لازمه

چند وقت کرکره شونو بکشن پایین

یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن :

کسی نمرده

فقط دلم گرفته

آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند.

اما نه وقتی که در میانشان هستی، نه...

آنجا که در میان خاک خوابیدی؛

"سنگ تمام" را می گذارند و می روند ...!

 

در پی دلیـلی اســت که ببخشـد ما را

خالق من "بهشتی" دارد، نزدیک، زیبا و بزرگ؛

و "دوزخی" دارد، به گمانم کوچک و بعید؛

و در پی دلیلیست که ببخشد ما را ...

 

نمــاز دو نفــره

خـــدایا

دلم هوس یک نماز دو نفره کرده است ...

فقط من باشم و تو !!!

 

مــا دیگــر فقــیر نیســتیم

خداروشکر ما دیگر فقیر نیستیم

دیروز پزشک روستا گفت:

چشمان پدرم پر از آب مروارید است!

 

مـا دیگـر فقــیر نیســتیم

آنگاه که غرور کسی را له می کنی

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری

میخواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟

 

طریقت بجز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست

 

وقتی همه با من هم عقیده می شوند،

تازه احساس می کنم که اشتباه کرده ام!!!

 

خوشبخـتی یافتـنی نیســت...

خوشبختی یافتنی نیست ساختنی است.

از زندگی لذت ببرید حتی اگر چیز با ارزشی را از دست داده اید...

دیروز پشت خاکریز بودیم و امروز در پناه میز!

دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود.

جبهه بوی ایمان می داد و اینجا ایمانمان بو می دهد...

 

سـخت اسـت

سخت است فهماندن چیزی به کسی که

برای نفهمیدن آن پول می گیرد.

 

آنـجا ببـر مـرا

آنجا ببر مرا که شرابم نبرده است.

 

نــان دادن کــار مــردان اســت...

 

به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛

 به من گفت: نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم.

 

وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!

 

به سرآستین پاره کارگری که دیوارت را می‌چیند

و به تو می‌گوید ارباب، نخند!

 

به پسرکی که آدامس می‌فروشد و تو هرگز نمی‌خری، نخند!

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می‌رود

و شاید چندثانیه کوتاه معطلت کند، نخند!

 

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه پیراهنش جمع شده نخند!

 

متاسفانه بعضی ها هستند که :

بی غذا، دو ماه دوام می آورند ؛

بی آب، دو هفته ؛

بی هوا، چند دقیقه ؛

و امــــا

بی "وجـــدان"، خـیلی ...

 

 اگــر ...

 اگر گناه وزن داشت؛

 هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،

 


کلمات کلیدی: