دست نوشته ها

اجتماع امروز و مدیریت نوین

سخنان کوتاه
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢٠ مهر ۱۳٩۱  

از زشت روی پرسیدند: آنروزکه جمال پخش می کردند کجا بودی؟ گفت : در صف کمال

اگر کسی به تو لبخند نمی زند علت را در لبان بسته خود جستجو کن

مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است

همیشه رفیق پا برهنه ها باش ، چون هیچ ریگی به کفش شان نیست

با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی مکن و با نمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن

هر کس ساز خودش را می زند، اما مهم شما هستید که به هر سازی نرقصید

مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها کرد

شجاعت یعنی : بترس ، بلرز ، ولی یک قدم بردار

 وقتی تنها شدی بدون که خدا همه رو بیرون کرده ، تا خودت باشی و خودش

 یادت باشه که :در زندگی یه روزی به عقب نگاه میکنی . به آنچه گریه دار بود می خندی

آدمی را آدمیت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هیزم است

 کشتن گنجشک ها ، کرکس ها را ادب نمی کند

.از دشمن خود یک بار بترس و از دوست خود هزار بار


کلمات کلیدی: عمومی ،تفکر