دست نوشته ها

اجتماع امروز و مدیریت نوین

فرق بهشت و جهنم
ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ روز ٢٥ خرداد ۱۳٩٠  

شخصی در خواب دید که با خداوند مناجات می کند: “خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟

خداوند آن شخص را به سمت دو در هدایت کرد و فرمود اول جهنم را ببین، و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف بزگ غذای لذیذ و خوش بو بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد! اما افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

شخص با دیدن این صحنه ها غمگین شد.خداوند فرمود: این از جهنم، برویم بهشت را نشانت دهم.

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف غذا روی آن، افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. آن بنده خدا گفت: “نمی فهمم!” خداوند جواب داد: “ساده است! اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!”

بهشت جایی است که همه پشتیبان و یارو هم راه یکدیگر هستند در زندگی روزمره نیز دقیقا به همین منوان است اگر در زندگی و محیط کار رفیق و خیر خواه یکدیگر باشید و خود اندیشی به دیگر اندیشی و با هم اندیشی تبدیل گردد شما در تکه ای از بهشت بسر می برید 


کلمات کلیدی: عمومی ،خانواده ،ایمان ،تفکر