دست نوشته ها

اجتماع امروز و مدیریت نوین

دعای از صحیفه سجادیه
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢۸ آذر ۱۳۸٩  

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ایمان مرا به کاملترین مراتب ایمان برسان، و یقینم را فاضلترین درجات یقین ساز، و نیتم را به بهترین نیتها و عملم رابه بهترین اعمال ترفیع ده.

خدایا به لطف خود نیتم را کامل و خالص ساز. و یقینم راثابت و پا برجاى دار و به قدرت خود آنچه را که از من تباه شده اصلاح فرماى.

خداوندا بر محمد و آلش رحمت فرست و مهماتم را که باعث دل مشغولى من است، کفایت کن و مرا به کارى که فردا از آن مورد سؤال قرار مى‏دهى بگمار، و روزگارم را در آنچه براى آنم آفریده‏اى مصروف دار و از غیر خود بى‏نیاز ساز و روزیت را بر من بگستر و به نگاه کردن به حسرت در مال و منال و جاه و جلال توانگرانم دچار مکن و عزیزم گردان و گرفتار کبرم مساز و بر بندگى خود رامم کن و عبادتم را به سبب خود پسندى تباه منماى. و خیر را براى مردم به دستم روان کن. و کار نیکم را به منت نهادن باطل مگردان و اخلاق عالیه را به من مرحمت فرماى. و مرا از تفاخر و مباهات نگاهدار.


کلمات کلیدی: عمومی ،ایمان ،تفکر
 
اهمیت مصرف سوخت و بررسی گازهای خروجی خودروها
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ٢۳ آذر ۱۳۸٩  

امروزه کنترل گازهای خروجی خودروها با توجه به تولید گازهای سمی آنها ، تعداد تولید بالای خودروها و همچنین گرم شدن متوسط دمای زمین از اهمیت خاصی برخوردار بوده و از سوی جامعه جهانی به صورت مستقیم و غیر مستقیم کنترلهایی بر روی آنها اعمال می گردد. گاز های خروجی از اگزوز خودور ها که نقش مهمی در آلودگی شهرها و حتی اتمسفر زمین ایجاد می کنند به سه دسته کلی تقسیم بندی می شوند

·         گازهای بی اثر: مانند اکسیژن، نیتروژن و آب

·         گاز گلخانه ای: مانند دی اکسید کربن (این گاز با تعامل دولت، خودروسازها و مردم کنترل می شود)

·         گازهای سمی: مانند منو اکسیدکربن و اکسیدهای نیتروژن و ... (دولت با اجرای قوانین استاندارد الودگی، خودروسازها را مجاب به کنترل و کاهش این گاز ها می نماید)                       


کلمات کلیدی: عمومی ،خودرو
 
اهمیت مصرف سوخت و بررسی گازهای خروجی خودروها
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ٢۳ آذر ۱۳۸٩  

امروزه کنترل گازهای خروجی خودروها با توجه به تولید گازهای سمی آنها ، تعداد تولید بالای خودروها و همچنین گرم شدن متوسط دمای زمین از اهمیت خاصی برخوردار بوده و از سوی جامعه جهانی به صورت مستقیم و غیر مستقیم کنترلهایی بر روی آنها اعمال می گردد. گاز های خروجی از اگزوز خودور ها که نقش مهمی در آلودگی شهرها و حتی اتمسفر زمین ایجاد می کنند به سه دسته کلی تقسیم بندی می شوند

·         گازهای بی اثر: مانند اکسیژن، نیتروژن و آب

·         گاز گلخانه ای: مانند دی اکسید کربن (این گاز با تعامل دولت، خودروسازها و مردم کنترل می شود)

·         گازهای سمی: مانند منو اکسیدکربن و اکسیدهای نیتروژن و ... (دولت با اجرای قوانین استاندارد الودگی، خودروسازها را مجاب به کنترل و کاهش این گاز ها می نماید)                       


کلمات کلیدی: عمومی ،خودرو
 
تفاوت زن و مرد
ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱٧ آذر ۱۳۸٩  

مرد از راه می رسه
ناراحت و عبوس
زن : چی شده ؟
مرد: هیچی و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش
زن حرف مرد رو باور نمی کنه : یه چیزیت هست.بگو!
مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه  لبخند می زنه
زن اما "می فهمه" مرد دروغ میگه : راستشو بگو یه چیزیت هست
تلفن زنگ می زنه
دوست زن پشت خطه
ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن  استخر. از صبح قرارشو گذاشتن
(مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره)
زن خطاب به دوستش : متاسفم عزیزم . جدا متاسفم که بدقولی می کنم.شوهرم ناراحته و      نمی تونم تنهاش بذارم
مرد داغون می شه
"
می خواست تنها باشه"
...............................................................................
مرد از راه می رسه
زن ناراحت و عبوسه
مرد : چی شده ؟
زن : هیچی و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه
مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش
زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه  دو قطره اشک می ریزه
مرد اما باز هم "نمی فهمه"زن دروغ میگه
تلفن زنگ می زنه
دوست مرد پشت خطه
ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن  استخر . از صبح قرارشو گذاشتن
زن در دلش خدا خدا می کنه که  مرد نره
مرد خطاب به دوستش: الان راه می افتم
زن داغون می شه
"
نمی خواست تنها باشه"


کلمات کلیدی: عمومی ،خانواده ،لطیفه ،سلامتی
 
یک داستان جالب و پند آموز
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ٩ آذر ۱۳۸٩  

مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود .

وقتی از گل فروشی خارج شد ٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می کنی ؟

دختر گفت : می خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است . مرد لبخندی زد و گفت :با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می خرم تا آن را به مادرت بدهی.

وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت : می خواهی تو را برسانم ؟ دختر گفت نه ، تا قبر مادرم راهی نیست!

مرد دیگرنمی توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد.


کلمات کلیدی: عمومی ،خانواده ،لطیفه ،سلامتی